أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
319
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
ز باد دى نهان شد مردم چشم * درون پنبه همچون پنبهدانه حكم شاه ديندار چون نفوذ باد بهار در ابدان لشكر اشجار آثار نافذ گشت كه جاويد دولتان سدّهء سنيّه به موضع جواد كه مجمع آب كر و ارس و معبر ارباب آمد شد آن بلاد است رفته از روى جودت طبع به بستن جسر قيام نمايند . و الويهء جهانگشا بر اثر طايفهء خجستهمخبر بر سر معبر رفته ، چون جسر تكميل يافته بود از آنجا عبور فرموده طنطنهء « فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ » « 1 » را به گوش عزيز و ذليل آن ولايت رسانيد . و چون خبر عبور رايت خورشيد دستور به سمع انتباه شيخ شاه رسيد ، شيخ و شاب را از سرهاى راه رانده خود متحصّن حصن بيقرد گشت . حضرت اعلى عنان بارهء عالمگير به صوب قلعهء باكو انصراف داد و جمعى از اركان دولت را بى [ 409 ] توقّف و تراخى به جانب قلعهء شماخى فرستاد . كوتوالان قلعهء باكو چون از توجّه رايات همايون واقف گرديدند ، مصلحت در آن ديدند كه شمشير در گردن و كفن حمايل عفو تقصيرات را به معاذير دلپذير سايل گشته خود را به وسايل امراى كرام به شرف تقبيل سدهء سدرهانتظام رسانيد . و چون تدبيرش موافق تقدير بود ، بعد از وصول به درگاه فلكشمول منظور انظار قبول گشته ، رقم عفو بر جريدهء اعمال او كشيده ، بعد از تسكين دادن لهب غضب و اشتعال نور عفو شمول انواع احسان گشته مصدوقهء « وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ » « 2 » نقش نگين تمكين حضرت اعلاى با داد و دين گشت . و چون لواى جهانگشاى سايه بر سر ساكنان حوالى قلعهء شابران افكند ، كوتوال آن ، كه مرد خردمند بود نيز اقتدا به سنّت سنيّهء كوتوال باكو نموده در ادارك عفو و احسان ثانى آن دولتمند گرديده و قلعهدار حصار برمكو نيز به همين قاعده به دليل عقل خداشناس از لباس عفو و عنايت الباس يافت . و چون ساكنان قلعهء دربند ، در بند آن بودند كه دربندان كرده به سهولت دست از قلعهدارى [ بر ] ندارند و همّت قاصرنهمت بر ضبط و ربط آن قلعهء فلكتمثال گمارند ،
--> ( 1 ) . مومن ( 40 ) آيهء 11 . « آيا برون شدن را راهى هست ؟ » . ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 134 . « و خشم خويش را فرو مىخورند و از خطاى مردم درمىگذرند . خدا نيكوكاران را دوست دارد » .